فیلسوفان اسلامی معاصر

  • سؤال: شما در جلد سوم کتاب “درآمدی بر تاریخ فلسفۀ اسلامی” به فیلسوفان قرن حاضر هم پرداخته اید. همچنین کتاب مستقلی با عنوان “مقدمه ای بر فلسفۀ اسلامی معاصر ” نوشته اید. به نظر شما فلسفۀ اسلامی در قرنی که ما در سالهای پایانی آن هستیم چه وضعیتی داشته و چه مسیری را طی کرده و دستاوردهای آن چه بوده است؟ همچنین چهره های شاخص این دوره چه کسانی هستند؟

پاسخ: فلسفۀ اسلامی در قرن چهاردهم هجری شمسی در ایران پر رونق بوده است و هر چه زمان گذشته است بر رونق آن افزوده شده است. این دوره شاهد چند نسل از فیلسوفان بوده است که در اینجا بطور اجمال از آن یاد می کنیم. از میان نسل اول این دوره می توان از اساتیدی همچون آیات میرزا هاشم اشکوری، میرزا مهدی آشتیانی، میرزا احمد آشتیانی، رفیعی قزوینی، سید کاظم عصار، ابوالحسن جلوه، الهی قمشه ای، محمد تقی آملی، ابوالحسن شعرانی، امام خمینی و علامه طباطبائی نام برد. فضای حاکم بر این دوره فضای سنتی است و عمدۀ توجه فیلسوفان به تدریس و شرح و تحشیۀ آثار گذشتگان است. البته سه شخصیت اخیر تاحدی وارد فضای جدید تفکر در دورۀ معاصر شده اند. بی شک شمار فیلسوفان این دوره بسی بیش از این است. برای آشنایی با این فیلسوفان به کتاب تاریخ حکما و عرفای متأخر بر ملاصدرا اثر جناب منوچهر صدوقی سها می توان رجوع کرد.

  • سؤال: نسل دوم فلسفۀ اسلامی معاصر چه کسانی هستند و فلسفۀ اسلامی در این دوره چه ویژگی هایی دارد؟

پاسخ: از میان فیلسوفان نسل دوم که دورۀ فعالیتشان از حدود دهۀ چهل شمسی آغاز می شود می توان از اساتیدی همچون آیات شهید مطهری، سید جلال الدین آشتیانی، مهدی حائری یزدی، محمد تقی جعفری، شهید سید محمدباقر صدر، حسن زادۀ آملی، جوادی آملی و مصباح یزدی نام برد. چنانکه می دانید در کتاب مقدمه ای بر فلسفۀ اسلامی معاصر دوازده تن از برجسته ترین فیلسوفان معاصر را معرفی کرده ام. در این دوره فیلسوفان اسلامی به دلیل مواجه شدن با فلسفۀ غرب و دنیای جدید و طرح شدن پرسش های فلسفی و الهیاتی نو، مباحث تازه ای را طرح کردند و افق هایی جدید را در فلسفۀ اسلامی گشودند. البته آغاز این رویکرد به دو تن از فیلسوفان نسل قبل یعنی علامه شعرانی و علامه طباطبایی بر می گردد و اغلب فیلسوفان این دوره از شاگردان آن اساتید بویژه علامه طباطبائی و تحت تأثیر ایشان بوده اند. در این دوره گام های آغازین در شکل گیری فلسفۀ تطبیقی و برخی از شاخه های فلسفه های مضاف برداشته شد.

  • سؤال: فیلسوفانی که شما در کتاب مقدمه ای بر فلسفۀ اسلامی معاصر از آنان سخن گفته اید همگی پیش از انقلاب اسلامی رشد کرده و بالیده اند. آیا در میان نسل پس از انقلاب این سنت به نحو موفقی ادامه یافته است و شخصیت هایی ظهور کرده اند و کار مهمی در فلسفه صورت گرفته است؟

پاسخ: بله، نسل سوم که دوران بالندگی آن پس از انقلاب اسلامی است به نحو موفقی به این سنت تداوم بخشیده است. رونقی که فلسفۀ اسلامی پس از انقلاب یافته است در تاریخ ما بی سابقه است. امروزه تدریس فلسفه در حوزۀ علمیه و تعداد طلابی که به فلسفه اشتغال دارند قابل مقایسه با گذشته نیست. مراکزی که به فلسفه می پردازند و کتاب ها و مجلاتی که منتشر شده و می شوند بی سابقه است. در این دوره نیز اساتید و محققان فلسفه و مؤلفان آثار فلسفی بسیارند. در اینجا به عنوان نمونه به سه استاد معاصر مؤثر در تحول فلسفه در حوزۀ علمیۀ قم پس از انقلاب اسلامی اشاره می کنم.

آیت الله عابدی شاهرودی

یکی از این اساتید آیت الله علی عابدی شاهرودی است که بی شک استادی صاحب نظر و نوآور در فلسفۀ اسلامی و فلسفۀ تطبیقی به ویژه مقایسۀ فلسفۀ اسلامی با فلسفۀ نقدی ایمانوئل کانت فیلسوف نامدار آلمانی است. سه اثر مهم ایشان بنام:” سنجش و اکتشاف”، “نقد قوۀ شناخت”، و “قانون اخلاق برپایۀ نقد عقل به عقل”، شاهد مدعای فوق است.

استاد دیگر آیت الله غلامرضا فیاضی است که سالها به تدریس فلسفۀ اسلامی بویژه حکمت متعالیه مشغول بوده اند و آراء ابتکاری و نوآوری های فراوانی دارند که در آثار مختلفشان طرح شده است، از جمله در کتاب های: “تعلیقات علی نهایة الحکمة”، “علم النفس فلسفی” و “جستارهای فلسفی.” تبحر در متون فلسفی اسلامی و کوشش برای سنجش آراء فلسفی براساس نقد عقلی و عرضه بر کتاب و سنت از ویژگی های رویکرد ایشان است.

استاد برجستۀ دیگر در این زمینه آیت الله سید یدالله یزدانپناه است که دارای اندیشه های نو و ابتکاری در فلسفه و عرفان اسلامی است. کتاب های “مبانی و اصول عرفان نظری”، “حکمت اشراق”، و “فروغ معرفت” برخی از آثار ایشان است که تاکنون منتشر شده اند و انشاء الله در آینده شاهد آثار درخشان دیگری از ایشان خواهیم بود.

این اساتید فقط مدرس فلسفه نیستند، بلکه می کوشند افق هایی تازه در فلسفه بگشایند. استادان و پژوهشگران جوان دیگری هم هستند که در آینده بهتر و بیشتر شناخته خواهند شد. مهمترین کوششهای فلسفی در این دوره باید در حوزه های سه گانۀ زیر باشد: تداوم تأملات در فلسفۀ اسلامی، فلسفۀ تطبیقی، و فلسفه های مضاف به ویژه فلسفه های ناظر به عمل و زندگی. می توان امیدوار بود که با این رویکردها و دستاوردها، فلسفۀ اسلامی وارد مرحله ای جدیدی شود و بنیان های نظری تمدن نوینی اسلامی را پی ریزی کند.

شما همچنین ممکن است مانند بیشتر از نویسنده

یک پاسخ بفرست