سبک زندگی اسلامی

آنچه در پی می آید خلاصه گفتگویی است که در میزگرد سبک زندگی در همایش سبک زندگی اسلامی در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در تاریخ 26 بهمن 1391 برگزار گردید.

پرسش 1: سبک زندگی اسلامی چیست و چه تفاوتی با سبک زندگی غربی دارد؟

دکتر فنائی اشکوری: انسان نیازهای گوناگونی دارد که باید به تأمین آنها بپردازد، مانند نیاز به غذا، پوشاک، مسکن، شغل، ازدواج، ارتباطات اجتماعی، ورزش، سلامت، تفریحات و سرگرمی، اخلاق و معنویت و پرستش. برای تأمین این نیازها انسان وارد عمل و کار می شود. شیوه تأمین این نیازها و سامان دادن به زندگی را سبک زندگی می گوییم. طبیعتا در بسیاری از این امور انسان ها سبک و شیوه مشترکی دارند. در بسیاری از موارد هم سبک و شیوه افراد و جوامع متفاوت است. این تفاوت ها بر مبنای باورها، ارزش ها، تمایلات، امکانات و شرایط  گوناگون است که منتهی به سبک زندگی های متفاوت می شود.  براساس این تفاوت هاست که سبک زندگی گونه گون و متصف به صفات غربی، شرقی، سنتی، مدرن  و مانند آن می شود. سبک خاص از زندگی آن چیزی است که به یک زندگی هویت می بخشد و آن را از انحاء دیگر زندگی متمایز می سازد.

سبک زندگی اسلامی شیوه ای از زندگی است که برگرفته از باورها و ارزش های اسلامی ومتناسب و سازگار با آن است. این سبک زندگی خدامحور و آخرت گرا و در نیتجه دیگر گراست. این بدین معنا نیست که سبک زندگی اسلامی به دنیا بی توجه است، بلکه به این معنا است که زندگی فردی و جمعی دنیوی انسان باتوجه به خدامحوری و آخرتگرائی سامان داده می شود. اعتقاد به خدا به عنوان خالق و رب و مالک یوم الدین و اعتقاد به حیات پس از مرگ و اعتقاد به وحی به عنوان راهنمای زندگی و اعتقاد به عبودیت و خدمت به عنوان مسئولیت و وظیفه اصلی انسان سبک زندگی دینی و اسلامی را تعیین می کند.

در مقابل سبک زندگی دینی، سبک زندگی مادی قرار دارد، نه لزوما غربی. سبک زندگی مادی براساس خودمحوری، سودگرائی و لذت طلبی دنیوی است. در نگاه مادی نه ناظری الهی برعالم حاکم است، نه پس از مرگ حیاتی متصور است و نه چراغ هدایت آسمانی در اختیار انسان است. بنا بر این، انسان برای تامین غرایزش می کوشد و نزدیکترین راه را انتخاب می کند. تنها چیزی که او را محدود می کند محدوده قدرت و امکانات اوست.

پرسش 2: طرح بحث سبک زندگی اسلامی چه ضرورتی در این موقعیت دارد؟

دکتر فنائی اشکوری: توجه به سبک زندگی اسلامی و جدی گرفتن آن از جهات عدیده اهمیت و ضرورت دارد.

اولا اسلام دین زندگی است. دین همه ابعاد زندگی را فرا می گیرد و غایت و غرضش رساندن انسان ها به کمال است. کمال انسان در گرو اعتقاد و نیت و عمل است. ایمان و عمل ارکان دینداری هستند و بین اینها جدائی نیست. زندگی توحیدی و خدا محور به همه زندگی رنگ خدائی و صبغة الله می دهد. رابطه انسان با خود، خدا و دیگران را دین تنظیم و تصحیح می کند. از این جهت شناخت سبک زندگی اسلامی و تحقق بخشیدن به آن از این زاویه یک تکلیف همیشگی است.

ثانیا سبک زندگی ما و همه جوامع اسلامی در ابعاد مختلف تحت تأثیر سبک زندگی غربی در حال تغییر است و غربزدگی و ازخودبیگانگی روز به روز  در حال گسترش است. بسیاری از مردم مسلمان در ابعاد مختلف حیات دانسته یا نادانسته دنباله رو غرب شده اند و تقلید از سبک زندگی غربی بیداد می کند. در تفکر، گفتار، ادا و اطوار، آرایش، پوشش، تغذیه، ازدواج، شیوه مصرف، نامگذاری، شهرسازی، دانشگاه، مدرسه، ورزش، سرگرمی ها، انواع هنر، موسیقی، فیلم، نقاشی، رمان، معماری و دیگر ابعاد حیات نفوذ و سیطره سبک زندگی غربی را می توان دید. این سبک زندگی برخاسته از تفکر مادی و دنیازده و متناسب با آن جهانبینی و ایداولوژی است و تدریجا تفکر و ایداولوژی متناسب با خود را نیز در پی خواهد داشت.

ثالثا از مهمترین شعارهای انقلاب اسلامی شعار استقلال است. این استقلال نیز همه جانبه است و استقلال فکری و فرهنگی یکی از مؤلفه های آن است. روی آوردن به سبک زندگی مادی و غفلت از سبک زندگی اسلامی، استقلال ما را و در پی آن هویت ملی و دینی ما را تهدید می کند.

رابعا یکی از آرمان های انقلاب اسلامی تحقق بخشیدن به تمدن اسلامی است. تمدن اسلامی محصول سبک زندگی اسلامی و ملازم با آن است. با سبک زندگی غربی نمی توان به تمدن اسلامی رسید. اسلامی سازی شیوه  زندگی در واقع روح اسلامی سازی علوم انسانی است که از دغدغه های بنیادی جامعه ماست. علوم انسانی اسلامی وقتی به بار می نشینند که به سبک زندگی اسلامی منتهی شوند.

پرسش 3: چگونه می توان الگوی مطلوب سبک زندگی اسلامی را تولید و ترویج کرد؟

دکتر فنائی اشکوری: این کار ساده ای نیست و از پیچدگی و دقت خاصی برخوردار است. دراین راه اقدامات زیادی باید کرد. مهمترین کار تصحیح و تعمیق فهم دینی و تعلیم و تربیت دینی است. تعلیم و تربیت دینی بسیاری از جوامع اسلامی از جمله جامعه ما بسیار سطحی است. بیشترین تأکید بر ظواهر و پررنگ کردن شعائر است و روح و حقیقت دین کمتر معرفی می شود. به بیان دیگر، دین یک منظومه ذوابعاد و کثیر الاضلاع است، اما در بسیاری از موارد کلیت دین و همه ابعادش مورد توجه نیست.  به عنوان مثال دین به حق الناس اهمیت زیادی می دهد، اما در فرهنگ رایج ما به این بعد مهم دین اهمیت چندانی داده نمی شود. این مطلب در جامعه ما واضح تر از آن است که نیاز به شرح و توضیح داشته باشد. دین بر نظم و وقت شناسی تأکید بسیار دارد، اما چیزی که در جامعه ما هیچ ارزشی ندارد نظم و وقت است.

نکته دیگر این است که مواجهه ما با تمدن جدید و مدرنیسم و تفکر و علم و فناوری جدید نیاز به اصلاح و بازنگری دارد. ما از ظواهر تمدن جدید و بعد منفی و نازل آن تقلید می کنیم، اما جنبه های مثبت آن را نادیده می انگاریم و از آموزه های زندگی ساز دینی خودمان هم غافلیم. در علم و تکنولوژی ضعیف هستیم، اما عوارض منفی تکنولوژی به مراتب بیش از جوامع صنعتی دامنگیر ماست و از این زاویه هم جایگاه مناسبی در دنیا نداریم. پدیده هایی همچون آلودگی هوا، ترافیک، آمار تصادفات جاده ای، نابودی محیط زیست، مهاجرت از روستا و شهر نشینی،  مواد مخدر، جرائم سازمان یافته، روابط ناسالم اقتصادی، فروپاشی خانواده، خشونت، طلاق استفاده از لوازم آرایش و جراحی بینی و… اینها نشان می دهد مواجهه ما با مدرنیسم مواجهه عقلانی نیست. اینها ناراحت کننده اند و اصلا افتخار آمیز نیستند و گفتن اینها تلخ است، اما چه کنیم که واقعیت است.

نکته سوم این است که توجه به هویت دینی و ملی در ابعاد مختلف زندگی از پوشاک و خوراک موسیقی و فیلم و سرگرمی و ورزش و معماری و شهر سازی گرفته تا سیاست و اقتصاد و صنعت و تولید و مصرف و تجارت باید در سرلوحه برنامه های ماقرار گیرد. اینها عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی و تعیین کننده آن هستند. سبک زندگی تنها با سخن و مصاحبه و تبلیغات اصلاح نمی شود. تا آن تغییرات بنیادی صورت نگیرد محال است کمترین تغییری در سبک زندگی ما ایجاد شود. این مطلب بسیار ساده ای است که دختر و پسر و هر کسی دیگر لباسی را می پوشند که در ویترین فروشگاه ها عرضه می شود. آنها نمی توانند لباسی را بپوشند که وجود ندارد یا به راحتی در دسترس نیست. پس واردات ما و الگوی تولید ما تعیین کننده نوع پوشش ماست. آیا بدون تجدید نظر جدی و تغییر در واردات و تولیدات و به صرف گله و شکایت و نصیحت ممکن است نحوه پوشش ما تغییر کند؟ این یک مثال است و در همه موارد این سخن درست است. بنا بر این تا تغییرات و اصلاحات اساسی در شئون مختلف زندگی فردی و جمعی خود ایجاد نکنیم سبک زندگی ما تغییری نخواهد کرد.

 

شما همچنین ممکن است مانند بیشتر از نویسنده

یک پاسخ بفرست