کعبه لیلة القدر مکان ها و لیلة القدر کعبه زمان ها است

یکی از گوهرهای درخشان در آموزه های اسلامی لیلة القدر است. و ما چه می دانیم که لیلة القدر چیست؟ با تأمل در سوره قدر و روایات پیرامون برخی از ویژگی های لیلة القدر را می توان بدست آورد.
1. لیلة القدر شب نزول قرآن است. إنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ. یعنی بزرگترین هدیه الاهی به بشر پس از خلقت، که هدیه هدایت قرآنی است، در این شب نازل شده است. این همان شب مبارک و سراسر برکت است. إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَيْلَةٍ مُّبَرَكَةٍ .
2. لیلة القدر در ماه مبارک رمضان، ماه ضیافة الله است، چون در آیه دیگر خداوند می فرماید قرآن را در ماه رمضان نازل کردیم. «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن» (بقره ۱۸۵). از کنار هم گذاشتن این دو آیه معلوم می شود شب قدر، شب نزول قرآن در ماه رمضان است.
3. لیلة القدر به قدری با عظمت است که ما را توان درک آن نیست. «و ماادراک مالیلة القدر» و با مقیاس های این جهانی نمی توان منزلت آن را درک کرد.
4. این شب بهتر و برتر از هزار ماه است. «لیلة القدر خیر من الف شهر.» عبادت و نیکی در این یک شب بهتر از عبادت و نیکی در هزار ماه است. با این توضیح فقط معلوم می شود لیلة القدر بسیار عظیم است؛ چون نفرمود مثل هزار ماه است تا اندازه اش را بدانیم، بلکه گفت بهتر از هزار ماه است؛ یعنی منزلتش برای ما قابل درک نیست. اینجاست که کیفیت بر کمیت سیطره پیدا می کند و باید گفت: عقل را سیل تحیر در ربود!.
5. لیلة القدر شب تقدیر و تعیین سرنوشت است. «حم وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ *إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَيْلَةٍ مُّبَرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ *فِيهَا يُفْرَقُ كلُ‏ أَمْرٍ حَكِيمٍ *أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ *رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.» در این شب مبارک هر رویدادی تعین پیدا می کند و تحکیم می شود و نظام عالم و سرنوشت آدمی در آن رقم می خورد.
6. لیلة القدر شب نزول ملائکه است. طبق احادیث، ملائکه در این شب بر حجت خدا نازل می شوند. «تتنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم.» ابن عباس می گوید: «قال علی:ان لیلة القدر فی کل سنة و انه ینزل فی تلک الیلة امر السنة و ان لذلک الامر ولاة بعد رسول الله صلی الله علیه و آله. فقلت: من هم ؟ فقال: انا و احد عشر من صلبی ائمة محدثون.» (کلینی، کافی، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۸) در هر سال شب قدری هست که در آن شب امر یک سال نازل می‌شود. برای آن شب والیانی است پس از رسول خدا (ص). پرسیدم: آنان چه کسانی هستند؟ گفت: من و یازده تن از نسل من که همگی امام و محدَّث‌اند.
7. سراسر این شب تا سپیده دم سلام و رحمت است. سلام هی حتی مطلع الفجر.
شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
این مطلع فجر همان مبارک سحری است که بخت یاران عالم با آب حیاتی که از دست ساقی هستی می نوشند از هرچه اندوه و غصه نجات می یابند و از شعشعۀ ذات، فانی واز بادۀ صفات سرمست می شوند.
8. لیلة القدر شب عبادت و قرب است. در این شب که بین زمين و آسمان، مُلك و ملكوت و طبيعت و ماوراء طبيعت ارتباط خاص برقرار است، شب آسمانی شدن است.
9. لیلة القدر شب ویژه رحمت الهی و آمرزش است. شبی است که درهای بهشت برای مؤمنان باز است. چنانکه ازرسول خاتم (ص) نقل است که فرمود: هر کس شب قدر را احیا کند و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، آمرزیده می‌شود.
10. لیلة القدر شب بیداری است. نه فقط بیدار ماندن و نخوابیدن، بلکه بیدار شدن و معبود را خواندن.
11. لیلة القدر شب وصال است، شب چشم گشودن و نادیده ها را دیدن و با یار ازلی خلوت کردن و راز دل گفتن و اشک شوق ریختن و….
شب لیلة القدر من دوش بود که دست نگارم در آغوش بود.

12. شگفتا! چه سرّی است! شب قدر شب مولای عارفان علی (ع) است! در نوزدهم فرق مبارکش شکافته می شود و فریاد فزت و رب الکعبه سر می دهد، در بیست و یکم رهسپار کوی معشوق می شود و در بیست سوم مهمان خدا و رسول. علی در کعبه که بهترین مکان هاست متولد می شود و در لیلة القدر که بهترین زمان هاست به شهادت می رسد. کعبه مولد او، مسجد مشهد او و لیلة القدر زمان عروج و وصل و لقای او. علی در کعبه که لیلة القدر زمین است به دنیا چشم می گشاید و در لیلة القدر که کعبه زمان است از دنیا چشم بر می بندد! یا سبحان الله! رابطۀ مکان ولادت او، مکان شهادت او و زمان شهادت او را با عبادت تماشا کن! او در بهترین مکان عبادت به دنیا می آید و در بهترین مکان و بهترین زمان عبادت و در حال بهترین عبادت که نماز است و در بهترین حال نماز که سجده است به شهادت می رسد. این است رابطۀ علی و عبادت و به بیان دیگر رابطۀ ولایت و توحید. و این است سرّ آن که سرور کائنات (ص) فرمود: علی ممسوس فی ذات الله! پس می توان گفت: کعبه لیلة القدر زمین، لیلة القدر کعبۀ زمان و انسان کامل و حجت خدا کعبه و لیلة القدر زمین و زمان است. دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند

 

شب قدر